تبليغاتX
پله پله تا ملاقات خدا
نتايج تحقيقات دانشمندان کانادايي نشان مي دهد که داشتن انگشتان کوچکتر موجب افزايش توانايي حس لامسه مي شود.

دانشمندان دانشگاه مک مستر در اونتاريوي کانادا ابعاد انگشت سبابه 100 دانشجو را اندازه گيري و توانايي لامسه آنها را با انجام آزمايشي ارزيابي کردند.

در اين آزمايش از دانشجويان خواستند که يک سطح با شيارهاي موازي را لمس کنند. هرچه شيارها جلوتر مي رفتند به هم نزديکتر مي شدند تا جايي که با لمس، امکان تشخيص هر يک از آنها به طور مجزا وجود نداشت و تنها يک سطح ليز حس مي شد.

نتايج اين تحقيقات نشان داد که انگشتان کوچکتر حساس تر هستند و از تعداد زيادتري از گيرنده هاي لمسي برخوردارند به همين دليل است که به طور عادي حس لامسه در زنان قويتر از مردان است.

براساس گزارش لس آنجلس تايمز، به گفته اين دانشمندان پيامي که انگشت با لمس به مغز ارسال مي کند بسيار دقيق است و تعداد بيشتر گيرنده هاي لمسي به افزايش سطح اين دقت کمک مي کنند.

+ نوشته شده در  84/04/26ساعت   توسط الف.سعدی  | 
 یکه و تنها و غریب، مث یه کوه سربلند
با قله ای که آدما، هرگز به اون نمی رسند
یه دست مهربونی که، روی سر ستاره هاست
تو آبیای آسمون، بالاتر از ابرا رهاست
کسی که نخلستون و شب، شاهد ناله هاش بودند
خونه های فقیر شهر، منتظر صداش بودند
با کیسه ی خرما و نون، عدالتو معنی می کرد
با بازوهای مردونه ش، شجاعتو معنی می کرد
سبز و رها و استوار، مث یه سرو سرفراز
با قامتی که خم نشد، جز توی محراب نماز

تو خلوتش برای چاه، قصه ی دریا رو می گفت
حدیث یه روح بزرگ، یه مرد تنها رو می گفت

                                                          (سهیل محمودی)
+ نوشته شده در  84/04/24ساعت   توسط الف.سعدی  | 
مرا كسي نساخت.خدا ساخت

 نه آنچنانكه كسي مي خواست كه من كسي نداشتم.كسم خدا بود كس بي كسان.

من يك گل بي صاحب بودم.مراازروح خوددرآن دميد و بر روي خاك و در زير آفتاب تنها رهايم كرد.

 مرا به خودم وا گذاشت ...

عاق آسمان....

اما اگر تنها ترين تنها ها شوم باز هم خدا هست

او جانشين همه نداشتن هاست

+ نوشته شده در  84/04/20ساعت   توسط الف.سعدی  | 
 

ظاهرا مطمئن هستيم که از اشتباهات‌مان درس مي‌گيريم، اما آنچه  ياد مي‌‌گيريم اين است که اشتباهات بيشتري انجام دهيم.
اين ايده به ظاهر خلاف عقل از بررسي پديده "سرزبان بودن" The tip of the tongue(TOT) ناشي مي‌شود که مشروح آن در شماره اخير فصلنامه روان‌شناسي تجربي آمده است.
حالت سرزبان بودن هنگامي رخ مي‌دهد که مغز شما به کلمه صحيح دست يافته است، اما به دلايلي نمي‌تواند اطلاعات صوتي مربوط به آن را بازيابي کند.
با اينکه چنين لغزش‌هاي زباني ممکن است بدون توجه به ميزان استعداد درک کلمه شما  رخ دهد، پژوهشگران دريافته‌اند که سر زبان بودن در افراد دوزباني، افراد مسن‌تر و افراد دچار ضايعه مغزي بيشتر رخ مي‌دهد.
کاترين همفريز پژوهشگر در دانشگاه مک‌مستر در اونتاريو در اين باره مي‌گويد: "اين حالت ممکن است بسيار ناراحت‌کننده باشد - شما مي‌دانيد که آن کلمه را مي‌دانيد، اما نمي‌توانيد آن را ادا کنيد. و هنگامي که موفق به انجام اين کار مي‌شويد، احساسي از راحتي به شما دست مي‌دهد که براي‌تان غيرقابل‌تصور است، حتي اگر دوباره اين کلمه را فراموش کنيد. اما مشکل اين است که اين حالت باز هم تکرار مي‌شود."
به گفته او دليل اين وضعيت اين است که زمان صرف شده هنگام به خاطر نياوردن کلمه، باعث مي‌شود مغز ما "مسير اشتباه"‌را تقويت کند.
همفريز مي‌گويد: "ما مي‌ دانيم که مغز ما اين گونه کار مي‌کند- هر کاري را که انجام مي‌دهد، آن را تقويت مي‌کند. بنابراين نتايج اين بررسي کاملا معنادار مي‌شود."
همفريز و همکارانش در دانشگاه مک‌مستر در 30 دانشجوي دوره ليسانس بازيابي کلمات را مورد آزمايش قرار دادند.
به اين دانشجويان رشته‌اي از تعريف‌ها ارائه شد و آنها بايد مي‌گفتند که پاسخ را مي‌دانند، نمي‌دانند، يا  اينکه پاسخ سر زبان‌شان است.
اگر دانشجو مي‌گفت پاسخ سر زبانش است، 10 يا 30 ثانيه وقت داشت که کلمه را بگويد، پيش از آنکه پاسخ را به او بگويند.
دو روز بعد اين دانشجويان همين آزمون بازيابي کلمات را با همين تعريف‌ها انجام دادند.
گرايش دانشجويان در اين آزمايش دوم اين بود که در همان کلماتي که در آزمايش اول در بازيابي آنها دچار اشکال بودند، باز هم گير کنند. افرادي در آزمايش اول به آنها 30 ثانيه وقت داده شده بود تا کلماتي را که سر زبان‌شان بود، بازيابي کنند، با احتمال بيشتري در آزمايش دوم هم در آن کلمات گير مي‌کردند.
همفري مي‌گويد دوره زماني را که افراد صرف مي‌کنند تا مغزشان را براي يافتن پاسخ در اين موارد به کار بيندازند مي‌توان دوره "يادگيري اشتباه" ناميد. او  مي‌‌گويد: "هنگامي داريد در مغزتان براي يافتن کلمه کند و کاو مي‌کنيد، در واقع به حرکت در مسيري اشتباه ادامه مي‌دهيد، چه 10 ثانيه را صرف اين کار کنيد، چه 30 ثانيه."
در يک بررسي مکمل، پژوهشگران دريافتند بهترين راه براي فائق‌ آمدن بر اين "يادگيري اشتباه" اين است که هنگامي که پاسخ صحيح را يافتيد، آن کلمه را با صداي بلند يا در ذهن‌تان تکرار کنيد.و به جاي اينکه براي يادآوري کلمه‌اي که از ذهن‌تان مي‌گريزد، وقت صرف کنيد، از همکارتان پاسخ را بپرسيد يا روي اينترنت آن را جستجو کنيد.
اين يافته‌ها م.
مکن است در موقعيت‌هاي ديگر مانند موسيقي و ورزش هم کاربرد داشته باشد. همفريز مي‌گويد: "معلمان موسيقي از اين اصل آگاهي دارند که به شما مي‌گويند به آهستگي تمرين کنيد. اگر به سرعت تمرين کنيد، تنها اشتباهات‌تان را تقويت مي‌کنيد."

+ نوشته شده در  84/04/02ساعت   توسط الف.سعدی  |