|
همهي والدين اميدوارند كه فرزندانشان به يكديگر عشق ورزيده و احترام بگذارند، يا حداقل از آنها انتظار دارند كه همبازي خوبي براي يكديگر باشند و رفاقت و سازگاري داشته باشند. با وجود اين، سر و صداهاو برخوردهاي بين فرزندان تنشهاي زيادي در خانه ايجاد ميكند و پدرو مادر را درمانده ميسازد. دل به غم سپرده ام در عبور سالها
زخمی از زمانهُ خسته از خیالها! چون حکایتی مگو رفته ام ز یادها برگ بی درختمُ درمسیر بادها! نه صدایی،نه سکوتی،نه درنگی،نه نگاهی! نه تو را مانده امیدی،نه مرا مانده پناهی! نیشها و نوشها چشیده ام،بس روا و ناروا شنیده ام هر چه داغ را به دل سپرده ام،هر چه درد را به جان خریده ام در مسیر بادها هر چه داغ را به دل سپرده ام،هر چه درد را به جان خریده ام در عبور سالها نه صدایی،نه سکوتی،نه درنگی،نه نگاهی! نه تو را مانده امیدی،نه مرا مانده پناهی! از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که در فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی جوشید آدمیت مرد گر چه آدم زنده از همان روزی که یوسف را برادر ها در چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت قرن ها از مرگ آدم هم گذشت ای دریغ !!! آدمیت بر نگشت روزگار مرگ انسانیت است سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی است صحبت از آزادگی ، پاکی ،مروت ابلهی است!!! صحبت از موسی و عیسی و محمد نا به جاست قرن موسی چون به هاست روزگار مرگ انسانیت است: من که از پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد در زنجیر -حتی قاتلی بر دار اشک در چشم و بغض در گلوست وندرین ایام ، زهرم در پیاله اشک و خونم در سبوست مرگ او را از کجا باور کنم؟ صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان می کند دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کند هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبت ها صبور صحبت از مرگ محبت،مرگ عشق گفت و گو از مرگ انسانیت است فریدون مشیری كوچكترين پيشرفتها را هم موفقيت بدان.
سعي كن مشكلات را به جاي بزرگ كردن حل كني. افتخاراتت را با ديگران قسمت كن. افكار مهم در سر بپروران اما به شاديهاي كوچك هم قانع باش. از گفتن عبارت اشتباه كردم خجالت نكش. از جادوي لحظات زندگي غافل مباش چون از عاقبت كار بي خبري. مراقب باش تا مشكلات بزرگ باعث از دست دادن موفقيت هاي بزرگ نشوند. در همه حال دعا كردن را فراموش نكن. به ياد داشته باش كه در كار و روابط خانوادگي اعتماد، بهترين اصل است. ديگران را سرزنش نكن سعي كن در تمام مراحل زندگي، خودت مسئول اعمالت باشي. با ديگران طوري رفتار كن كه دوست داري با تو رفتار كنند. سعي كن هميشه لبخند بر لب داشته باشي در حاليكه هزينه اي ندارد و بيش از ميليونها دلار ارزش دارد. شكست را به راحتي بپذير و وقتي پيروز شدي فخر فروشي نكن. وقتي با كار سختي روبرو شدي به خودت تلقين كن كه شكست غير ممكن است. همدلي را بياموز، سعي كن مسائل را نه تنها از ديد خودت بلكه از ديد ديگران نيز ببيني. به پس انداز كردن عادت كن، پس انداز كردن لازمه موفقيت است. به ياد داشته باش كه يك ازدواج موفق به دو عامل بستگي دارد، اول يافتن يك انسان خوب، دوم انسان خوب بودن. به مشكلات به عنوان فرصتي براي رشد و ترقي نگاه كن گفت از آن يار کز او گشت سر دار بلند
جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد آن في الله في سبيل الله آن شير بيشه تحقيق آن شجاع صفدر صديق آن غرقه درياي مواج حسين بن منصور حلاج،کار او کاري عجيب بود و واقعات غرايب که خاص او را بود که هم در غايت سوز و اشتياق بود و در شدت لهب و فراق مست و بي قرار و شوريده روزگار بود و عاشق صادق و پاک باز و جد و جهدي عظيم داشت و رياضتي و کرامتي عجيب و عالي همت و رفيع قدر بود او را تصانيف بسيار است بالفاظ مشکل در حقايق و اسرار و معاني. |
|