|
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست طفلکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را (دکتر علی شریعتی) یا علی آن ضربتی که کفر به فرق امام زد زخمی عمیق بر بدن خاص و عام زد خورشید از دمیدن آن روز شرم داشت زآن ضربتی که خصم به خیرالانام زد.
به زبان ایتالیایی : Ti Amo به زبان عربی : Ohebbak
نشانی
به خودم سر زدم نبودم پیش از اتفاق افتادم و آسمان در پرواز می چرخید بدور سرم و زمین بود که پایان مرا می دوید چقدر از جلفی نشانی ام حالم بهم می خورد گمنام که می شوم بیشتر می نمایم حالا هرجایی که باشی مایل می شوی به انتهای سایه ای که ترا می بلعد نمی دانم حواس از لبه ذهن من چقدر پرت می شود که طولانی اش بیادت نمی آورم نگاه کن برای رسیدن به تو پاهایم چگونه آب می رود کوتاه که می شوم تاریخ انقضای مرا بر نشانی ام تلاوت کن که هنوز برای یافتنم نیستم |
|