تبليغاتX
پله پله تا ملاقات خدا

رو سر بنه به بالین،تنها مرا رها کن

ترک من خرابِ شبگردِ مبتلا کن!

ماییمُ موج سودا،شب تا به روز تنها!

خواهی بیا ببخشای،خواهی برو جفا کن!

ماییمُ آب دیده،در کنج غم خزیده

بر آب دیده ی ما،صد جای آسیا کن

از من گریز تا تو،هم در بلا نیفتی!

بگزین رهِ سلامت،ترک ره بلا کن!

در خواب دوش پیری،در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن!

گر اژدهاست بر ره،عشق است چون زمرد

از برق آن زمرد،این دفع اژدها کن!

*****

رو سر بنه به بالین،تنها مرا رها کن

ترک من خرابِ شبگردِ مبتلا کن!

ماییمُ موج سودا،شب تا به روز تنها!

خواهی بیا ببخشای،خواهی برو جفا کن!

*****

بر شاهِ خوبرویان،واجب وفا نباشد

ای زرد روی عاشق،تو صبر کن،وفا کن!

دردی ست غیر مردن، کان را دوا نباشد!

پس من چگونه گویم،کاین درد را دوا کن؟

*****

رو سر بنه به بالین،تنها مرا رها کن

ترک من خرابِ شبگردِ مبتلا کن!

ماییمُ موج سودا،شب تا به روز تنها!

خواهی بیا ببخشای،خواهی برو جفا کن!

خواهی بیا ببخشای،خواهی برو جفا کن!

+ نوشته شده در  86/07/18ساعت   توسط الف.سعدی  |