تبليغاتX
پله پله تا ملاقات خدا

زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید :

به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟

دکتر علی شریعتی در جواب گفتند :

 نمیخواهند لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست

+ نوشته شده در  88/08/29ساعت   توسط الف.سعدی  | 
همه جمع شده بودند برای تعیین مهریه ی فاطمه .

علی گفت :"دستم خالی است و چیزی ندارم به غیر شمشیر شتر و یک زره . "

پیامبر گفت :" شمشیرت را برای جنگ لازم داری .

 شتر را هم برای آب کشی و مسافرت .

 می ماند زره . "

زره را فروخت ۵۰۰درهم .

 یک لباس کتانی یک پوست گوسفند دباغی نشده و .......تمام آبهای دنیا شد مهریه فاطمه . 

          یا زهرا ..

+ نوشته شده در  88/08/27ساعت   توسط الف.سعدی  | 
 همه رفته بودند خواستگاری فاطمه از اعیان سران و اشراف .

علی حیا کرده بود برود .همه اما رفته بودند که علی آمد . بدون پیغام وپسغام .

سر به زیرنشست. همه ی حرف هایش دو سه کلمه بیش نشد .

پیامبر علی را دوست داشت اما گفت : باید از خود فاطمه بپرسم .

پیامبر رفت خانه دخترش کمک کرد عبایش را برداشت آب آوردوضو گرفت

 گفت :علی آمده خواستگاری جوابش را چه بدهم!؟

فاطمه حرفی نزد صو رتش رابر نگر داند حرفی هم نزد .

 پیامبر گفت : الاه اکبر سکو تها اقرار ها ...............یا زهرا .

+ نوشته شده در  88/08/27ساعت   توسط الف.سعدی  | 

خوردن يك وعده صبحانه كامل به دليل تامين نيازهاي غذايي باعث كنترل وزن و پايين آمدن سطح كلسترول خون مي‌شود، ناراحتي‌هاي گوارشي...

 
براي داشتن روحيه شاد و جسمي سالم صبحانه را فراموش نکنيد.
يكي از وعده هاي غذايي مهم كه كمتر به آن اهميت داده مي‌شود صبحانه است درصورتي كه لازم است براي تهيه صبحانه مناسب، با تدبير اقدام شود.

صبحانه بايد حداقل 20 درصد از انرژي روزانه را فراهم نمايد. اين در حاليست كه اغلب به دليل عدم آشنايي با اهميت اين وعده غذايي، يا ازآن صرفنظر مي‌شود و يا مفيد و مغذي تهيه نمي‌شود.

مصرف مواد مفيد و مناسب براي اين وعده غذايي بسيارمهم است.

مصرف صبحانه باعث افزايش قدرت تمركز، توجه و تامين انرژي روزانه مي‌شود و توانايي ذهني و كاركرد فردي را بالا مي‌برد.

خوردن يك وعده صبحانه كامل به دليل تامين نيازهاي غذايي باعث كنترل وزن و پايين آمدن سطح كلسترول خون مي‌شود، ناراحتي‌هاي گوارشي را از بين مي‌برد و جذب ويتامين‌ها را افزايش مي‌دهد .

نخوردن صبحانه باعث مي‌شود درطول روز بخصوص نزديك ظهر و ناهار، فرد دچار گرسنگي شديد شده و حجم بيشتري ازغذا را دريك وعده غذايي مصرف نمايد و از آن جايي كه غذاهاي وعده ناهار اغلب پرچربي و پركالري است، بنابر اين عواقب بعدي را به دنبال خواهد داشت.

اغلب ديده شده كساني كه صبحانه نمي‌خورند، نيم چاشت روزانه خود را با غذاهاي پركالري و كم اهميت همچون بيسكويت، پفك، شكلات و چيپس وغيره پر مي‌كنند كه اين امر علاوه بر خطرات ذكرشده باعث چاقي وسرطان نيزمي شود.

تهيه يك صبحانه خوب و مناسب نياز به آگاهي و برنامه ريزي دارد. شما به عنوان يك عضو خانواده مي‌توانيد در اين زمينه مطالعه و ليستي از مواد مغذي را تهيه و در اختيار اعضاي خانواده قراردهيد.

چيدن ميز صبحانه يا سفره مي‌تواند به تحريك ذائقه كمك كند. ازمواد غذايي متنوع ورنگي وميوه‌هاي فصل كمك بگيريد.

-  براي آمادگي لازم جهت صرف يك صبحانه كامل، لازم است شام را زود مصرف كنيد تا در هنگام صبح احساس گرسنگي كامل داشته باشيد.

-  زودتر از خواب بيدار شويد و به نرمش‌هاي معمول بپردازيد. كمي آب ميوه مصرف كنيد و زمان لازم براي صرف صبحانه را درنظر بگيريد.

-  صبحانه را با آرامش و فارغ از دغدغه هايي چون ديركرد وقت و زمان سرويس اداري و يا ساعت اداري ميل كنيد.

-  در هنگام صبحانه به برنامه راديويي مورد علاقه خود گوش دهيد، با اعضاي خانواده صحبت كنيد و از بيان و يادآوري آنچه نشاط را از شما دور مي‌كند خودداري نماييد.

-  از خوردن غذاهاي كافئين دار مانند چاي، قهوه و كاكائو در هنگام شب خودداري كنيد.

-  ازخوردن غذاهاي سنگين و پرچرب درهنگام شام خودداري كنيد زيرا اين كار اشتهاي شما را كور مي‌كند.

- از تماشاي تلويزيون يا فكركردن به كار و مسووليت‌هاي روزانه خودداري كرده و صرفا به آنچه ميل مي‌كنيد توجه نماييد. به ياد داشته باشيد دغدغه واسترس مانع جذب مواد مفيد ومغذي مي‌شود و ميزان جذب چربي بدن را بالا مي‌برد.

-  هنگام صبحانه قبل و بعد از آن مطلقا سيگار نكشيد.

-  مواد مغذي و پركالري وانرژي زا درگروه صبحانه جاي مي‌گيرد. شما بسته به ذائقه و وضعيت مزاجي خود مي‌توانيد ازاين مجموعه وسيع، تعدادي را انتخاب ودررژيم غذايي خود بگنجانيد.

-  شير يكي از اين مواد لازم است زيرا شير حاوي مواد معدني، كلسيم فسفر و ويتامين‌هاست و براي رشد استخوان و استحكام آن مفيد است. اگرشير به مزاج شما سازگار نيست و موجب به هم ريختگي دستگاه گوارش يا كورشدن اشتهاي شما مي‌شود، مي‌توانيد آن را در وعده‌هاي ديگر يا ميان وعده‌ها مصرف كنيد. ديگر محصولات لبني همچون خامه پنير و حتي ماست هم مي‌تواند جايگزين شير شود.

-  اگر به غذاهاي سنتي علاقه داريد، مي‌توانيد فرآورده‌هاي شيري مانند فرني، شيربرنج را به رژيم غذايي خود بيافزاييد.

-  از تركيبات شكلات صبحانه يا ارده و شير يا غذاهاي ساده سنتي تخم مرغ، لوبيا چيتي، عدسي، حليم و غيره استفاده كنيد.

-  در مورد نان حساس باشيد يكي از نان‌هاي كامل سنتي نان سنگك است زيرا تمامي مراحل عمل آوري و خمير و پخت آن مطابق روش استاندارد است و استفاده از آن بر سايرنان‌ها ترجيح دارد. نان‌هاي فانتزي يا ماشيني نيز مناسب وخوب است. امروزه تنوع اين نان‌ها بسيار زياد است و شما مي‌توانيد از نان‌هايي با آرد غلات متفاوت همچون ذرت، جو دوسر، جو و... استفاده كنيد.

برنامه ساده غذايي براي صبحانه

-  يك برنامه ساده غذايي براي شما پيشنهاد مي‌شود. مي‌توانيد بنابر نوع ذائقه و رژيم خود از تعداد يا تركيبي ازآنها بهره ببريد :

-  كره و عسل يا مربا بويژه مرباهاي مقوي مانند مرباي هويج، آلبالو، توت فرنگي و غيره.

-  شكلات صبحانه، چاي و يا شير و خامه.

-  تخم مرغ آب پز، خيار و گوجه تازه.

-  نيمرو و سبزي خوردن.

-  لوبيا چيتي يا عدسي يا حليم.

-  استفاده ازحلوا ارده ( بويژه درفصل سرد ) و پنير.

-  شيربرنج و آب ميوه فصل.

-  فرني، كره و مرباي هويج.

-  ساندويج مرغ يا تخم مرغ، سبزيجات مانند كاهو و ميوه.

-  مصرف آب ميوه‌هاي طبيعي بويژه پرتقال يا ميوه‌هايي كه ويتامين ث دارند - نان و پنير ،خرما يا گردو.

شايان ذکر است، براي بالا رفتن بازدهي بيشتر در كار و داشتن روحيه‌اي شاد و جسمي سالم درمحل كار لازم است به ارزش غذايي صبحانه واقف باشيم و بدانيم كه كساني كه صبحانه ميل نمي‌كنند، از ويتامين‌هاي ضروري مثل A ، C، B12  و ريبوفلاوين، كلسيم، منيزيم و فسفر بهره كمتري مي‌برند.

+ نوشته شده در  88/08/26ساعت   توسط الف.سعدی  | 
پژوهشگران آمریکایی دریافتند که نگاه کردن به آلبوم عکسهای عزیزان می‌تواند همانند یک داروی طبیعی تسکین دهنده درد عمل کند.

 محققان دانشگاه لن آنجلس در تحقیقات خود کشف کردند که تماشای تصاویر فرزندان، والدین، همسر و یا دوستان نزدیک می‌تواند افکار مثبتی را در ذهن افراد ایجاد کند. این افکار مثبت به اندازه ای قوی هستند که می‌توانند به تسکین درد و حذف بیشتر ناراحتیهای فیزیکی کمک کنند.
دانشمندان اظهار داشتند: "ما برای آزمایش اثرات حمایتهای انسانی در مدت درد کشیدن، 28 داوطلب را مورد امتحان قرار دادیم. در این آزمایشات ما از یکسری از تسکین دهنده های طبیعی درد استفاده کردیم و واکنشهای شرکت کنندگان را تحت نظر قرار دادیم."
 این دانشمندان دریافتند که بهترین نتیجه کاهش درد زمانی به دست آمد که داوطلبان دست همسر خود را گرفته بودند و به چهره وی نگاه می‌کردند.
این محققان افزودند: "حتی نگاه کردن به عکس یک عزیز نیز می تواند منجر به کسب نتایج مشابهی شود. زمانی که بیمار در مدت انجام یک معالجه پزشکی دردناک چند عکس از عزیزان خود را به همراه داشته باشد کمتر درد می‌کشد."
تحقیقات پیشین نشان می‌داد که نگاه کردن به محل درد نیز می‌تواند اثرات درد را تا حد چشمگیری کاهش دهد
+ نوشته شده در  88/08/26ساعت   توسط الف.سعدی  | 

تک‌تک ما براي اينکه در زندگي واقعا احساس رضايت داشته باشيم ، لازم است تا کودک درون‌مان را کشف کنيم، با او دوباره ارتباط بر قرار کنيم، او را بپذيريم و در آغوش بگيريم.


در واقع هيچ‌يک از ما، به عنوان فردي بالغ قادر نيست بدون زنده کردن و شفا بخشيدن کودک درونش، در زندگي خوشبخت و کامل باشد.


اگر با کودک درونمان ارتباط برقرار نکنيم او تنها و منزوي مي‌شود و خود را پنهان مي‌کند. اگر به احساس‌ها و علاقه‌مندي‌هايش اهميت ندهيم او سرکوب مي‌شود و آسيب مي‌بيند.


متاسفانه بسياري از افراد وقتي با کودک درون‌شان مواجه مي‌شوند در مي‌يابند نياز کودک‌شان به مهر و محبت، اعتماد و امنيت و پشتيباني و احترام برآورده نشده است. افرادي که از زندگي‌شان ناراضي هستند و يا مشکلاتي مثل اعتياد، افسردگي و روابط نادرست و مشکل‌ساز دارند، بايد توجه کنند که مدت‌هاست پيام‌هاي کودک درون‌شان را ناديده گرفته‌اند. اما نکته ي مثبت اين است که هر لحظه که اراده کنند ، مي‌توانند به کمک ارتباط برقرار کردن با کودک درون‌شان و آشنا شدن با آن راهي جديد به سوي زندگي‌اي تازه و شاد و پر‌انرژي باز کنند.


منبع اصلي مشکلات بسياري از افراد مي‌تواند مربوط به گذشته‌شان باشد. مشکلاتي که در گذشته براي آنها پيش آمده و حالا بعد از سال‌ها بر تمام مسايل زندگي‌شان سايه اندخته است. مسايلي از گذشته که در زندگي امروز ظاهر مي‌شود و لحظه حال را تحت تاثير قرار مي‌دهد.


در درون هر يک از ما لايه‌هاي مختلفي وجود دارد و يکي از آنها کودک ماست که بايد او را از لابه‌لاي لايه‌ها، بيرون بياوريم و به او زندگي تازه‌اي ببخشيم. با کمک اين روش مي‌توانيم از گذشته رها شويم و زندگي‌مان را در زمان حال هدايت کنيم.


مرحله ي شناخت کودک درون و نشان دادن جهان به او و دعوت کردن او به زندگي مي‌تواند به طرز معجز‌ه‌آسايي مسير زندگي و نحوه ي انتخاب‌هاي‌تان را تغيير دهد و شما را به سمت انتخاب‌هاي بهتر و مثبت‌تر هدايت کند.


براي اين کودک نام‌هاي مختلفي به کار گرفته شده: عده‌اي به او کودک غيب‌گو مي‌گويند و عده اي آن را کودک «معجزه‌گر» ناميده اند، بعضي روان درمان‌گران نام «خود واقعيت‌گر» را انتخاب کردند و در نهايت چارلز فيلمور نام "کودک درون " را برگزيد.


کودک درون ، ‌بخشي از درون ماست که مي‌تواند در اوج سرزندگي و شادابي قرار داشته باشد. کودک درون همان خود عاطفي ماست، او در جايي است که احساسات ما زنده هستند. وقتي احساس لذت، غم، خشم، ترس، يا محبت و شفقت مي‌کنيم ، اين همان کودک درون ماست که ظاهر شده است.


وقتي بازي‌گوش مي‌شويم و پر جنب‌وجوش، وقتي خلاق و آگاه مي‌شويم و اوقاتي که حسي شهودي در ما زنده مي‌شود و با خويشتن معنوي‌مان رابطه برقرار مي‌کنيم، همان خود اصلي‌مان، کودک درون‌مان، چيزي که مي‌دانيم در عمق وجودمان ريشه دارد خود را نشان مي‌دهد، به ما خوشامد مي‌گويد و ما را تشويق مي‌کند تا در لحظه ي حال حضور داشته باشيم.


بهتر است باور کنيم که همه ما کودکي در درون‌مان داريم و نحوه ي برخورد ما با اين کودک، زندگي‌مان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. علاوه بر خودمان، والدين و جامعه نيز در شکل‌گيري اين کودک تاثير‌گذار هستند. وقتي اين کودک اجازه پيدا نکند تا خود را نشان دهد، شنيده نشود، و حتي حضورش به کلي ناديده گرفته شود و هيچ شناختي از او نداشته باشيم، کم‌کم يک خود غيرواقعي ظاهر مي‌شود، تصويري غيرواقعي از ما.


در اين شرايط است که در زندگي در نقش يک قرباني ظاهر مي‌شويم و با خودمان احساس غريبي مي‌کنيم و بسياري از مسائل به صورت حل نشده در ذهن‌مان باقي مي‌ماند و کم‌کم انباشته شدن اين احساسات سرکوب شده ، منجر به خشمي مزمن، ترس، احساس خلا، بي‌انگيزگي و احساس نارضايتي مي‌شود.


يکي از مواردي که بايد مراقبش باشيم و در دامش گرفتار نشويم، خود انتقاد‌گر ماست. بخشي که دايم در پي پيدا کردن ايراد و بهانه و سرکوفت زدن به ماست. بخشي که مي‌خواهد زندگي ما را کنترل کند، صدايي که دايم از کودک درون‌مان ايراد مي‌گيرد، به او طعنه مي‌زند و او را به ياد انتقاد مي اندازد. اين همان صدايي است که تمام اشتباهات و شکست‌هايي که داشته‌ايم را دايم به رخ‌مان مي‌کشد و احساس بي‌کفايتي را به ما منتقل مي‌کند. اما در عوض بخشي نيز هست که در نقش حامي کودک درون ظاهر مي‌شود. وظيفه او اين است که به کودک درون عشق بورزد، او را تشويق کند و به او اين احساس را منتقل کند که ارزشمند است.


انکار و ناديده گرفتن کودک درون در افرادي که در خانواده‌هاي ناکار آمد بزرگ شده‌اند بيشتر نمود دارد. اين افراد معمولا دچار بيماري‌هاي روان‌تني شده و به افرادي سخت‌گير، انعطاف‌ناپذير، سردمزاج و بي‌محبت تبديل مي‌شوند.

اگر احساس مي‌کنيد که بعضي يا همه ي اين خصوصيات در شما يا آشنايان‌تان هست اصلا نااميد نشويد. براي رهايي از اين حالات راهي هست...


راهي که کمک مي‌کند تا کودک درون‌تان را کشف کنيد و او را شفا بخشيد.


شما مي‌توانيد خود را از حلقه باورهاي غلط نجات دهيد و زندگي جديدي را تجربه کنيد. در طي پروسه ي شفاي کودک درون براي شما بسيار آسان مي‌شود تا با درون‌تان ارتباط بر قرار کنيد. در اين پروسه مهم نيست که چه سن و سالي داريد.


مهم اين است که دوباره متولد مي‌شويد، و اين بار خودتان والد و حامي خودتان هستيد. کودک‌تان را حمايت مي‌کنيد، به خودتان عشق و محبت لازم را هديه مي‌دهيد. تمام تشويق‌هايي که از کودکي به شنيدنش احتياج داشتيد و دريافت نکرديد را از اين بار از زبان خودتان مي‌شنويد و اوج مي‌گيريد. شما قادر خواهيد بود تا يک بار ديگر رشد کنيد، دوران رشدي همراه با عشق و حمايت عميق.


باورهاي شما تغيير مي‌کند و در مي‌يابيد که اين گذشته نبوده که زندگي شما را تحت تاثير قرار مي‌داده چون گذشته، گذشته است و هيچ‌قدرتي ندارد بلکه اين تصوير ما از گذشته بوده که در ذهن‌مان نگه داشته بوديم و حالا مي‌توانيم ذهن‌مان را از آن تصويرها رها کنيم و تصاوير جديدي به ذهن‌ مان هديه دهيم.


در طي دوره ي شفاي کودک درون ما قدم به حيطه ي خودآگاه و ناخودآگاه ذهن‌مان مي‌گذاريم، باورهاي کهنه را زير و رو مي‌کنيم و ارزش‌هاي جديدي براي ادامه ي زندگي‌مان انتخاب مي‌کنيم.


به تدريج و با کمک تمرين‌هاي مختلف و ايجاد آشتي با کودک درون‌تان، اين کودک هوشمند و شفا يافته، حرف‌هايي به شما مي‌زند که شما تمام عمر مي‌خواستيد آن را بر زبان بياوريد، اما نمي‌توانستيد.

 
اما حالا کودک‌تان رها و آزاد است و به خود حق مي‌دهد که زنده باشد و زندگي کند. براي اين که در درون‌تان يک کودک سرزنده و شاداب و سرشار از انرژي داشته باشيد هيچ‌وقت دير نيست.

+ نوشته شده در  88/08/26ساعت   توسط الف.سعدی  | 
یکی بود یکی نبود
.معتصم ظرف پر ا نگور را داد به ام فضل . قرا ر بود او کار را یک سره کند .
 ام فضل از قصر بیرون ا مد و به خانه رفت . ظرف را گذاشت جلوی امام . تعارف کرد .
امام نگاهی به همسرش ا نداخت . خوشه ای انگور برداشت و شروع به خوردن کرد .  
 
امام از د رد به خود می پیچید ا نگور مسموم اثر خودش را گذاشت  .
ام فضل ترسیده بود . ایستاده بود گوشه ی اتاق و او را نگاه میکرد .
امام گفت :" به خدا قسم به بلایی مبتلا میشوی که درمانی ندارد ." ا ز نفرین امام عصبانی شد .
 در را به رویش بست تا کسی نتواند به او کمک کند . امام با لب تشنه شهید شد .
 
تا سه روز بوی عطر کوچه های بغداد را پر کرده بود .
 مردم هر روز یک دسته پرنده ی سفید را می دیدند که بالای خانه ی امام پرواز می کنند
و بال های خود باز می کنند و روی بام سایه می ا ندازند .
خانه امام که رفتند روی بام جسدش را پیدا کردند ....... 
    
+ نوشته شده در  88/08/26ساعت   توسط الف.سعدی  | 
هر لحظه حرفي در ما زاده مي‏شود

هر لحظه دردي سر بر مي‏دارد

 و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش مي‏کند

اين ها بر سينه مي‏ريزند و راه فراري نمي‏يابند

  مگر اين قفس کوچک استخواني گنجايش‏اش چه اندازه است؟

 من دلم سخت گرفته است.

+ نوشته شده در  88/08/25ساعت   توسط الف.سعدی  | 

شش كلمه بسيارمهم

من قبول ميكنم كه اشتباه كرده ام

پنج كلمه بسيارمهم

كارتان را خوب انجام داده ايد

چهاركلمه بسيارمهم

درباره اش فكرميكنم

سه كلمه بسيارمهم

اگرراضي باشيد

دو كلمه بسيارمهم

تشكرميكنم

يك كلمه بسيارمهم

ما

كم اهميت ترين كلمه

من

+ نوشته شده در  88/08/22ساعت   توسط الف.سعدی  | 
اينجا براي از تو نوشتن هوا کم است
دنيا براي از تو نوشتن مرا کم است

اکسير من ! نه اينکه مرا شعر تازه نيست
من از تو مي نويسم و اين کيميا کم است

سرشارم از خيال ولي اين کفاف نيست
در شعر من ، حقيقت يک ماجرا کم است

تا اين غزل شبيه غزلهاي من شود
چيزي شبيه عطر حضور شما کم است

گاهي تو را کنار خود احساس مي کنم
اما چقدر دلخوشي خوابها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پاي توست
آيا هنوز آمدنت را ؛ بها کم است ؟
+ نوشته شده در  88/08/18ساعت   توسط الف.سعدی  | 
الو سلام / منزل خداست؟         اين منم مزاحمي كه آشناست

هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است

 ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست

شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است 

 به ما كه مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟

الو / دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد 

 خرابي از دل من است يا كه عيب سيم هاست؟

چرا صدايتان نمي رسد كمي بلند تر

 صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟

اگر اجازه مي دهي برايت درد دل كنم 

 شنيده ام كه گريه بر تمام دردها شفاست

دل مرا بخوان به سوي خود که تا سبك شوم

 پناهگاه اين دل شكسته خانه ي شماست

الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم

 دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست
                                                                  دوباره ... تا خدا خداست

+ نوشته شده در  88/08/17ساعت   توسط الف.سعدی  | 
کوچك كه بودم                          

        فكر مي كردم آدمها چقدر بزرگ هستند   

                  و مي ترسيدم ..      

           بزرگ كه شدم        

  فهميدم آدمها چقدر كوچك هستند    

                                  و باز ترسيدم
+ نوشته شده در  88/08/15ساعت   توسط الف.سعدی  | 
امام علی (عليه السلام ) فرمودند :

 بر خواهش نفست غلبه كن حكمت الهى برايت كامل مى‏شود.

 شخصی را به جهنم می بردند .

در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد .

ناگهان خدا فرمود :

 او را به بهشت ببرید .

 فرشتگان پرسیدند چرا ؟

 پروردگار فرمود :

او چند بار به عقب نگاه کرد ...

او امید به بخشش داشت...

 

خدایا تو را قسم به برکت گندم زار

مرا در این ماه به گونه ای بساز، شکل بده و بتراش تا برای صلح بکوشم

هرکجا نفرت است عشق باشم، هر کجا کینه است عفو باشم،

هر کجا یاس است امید شوم و هر کجا غم است شادی شوم

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت   توسط الف.سعدی  | 
آماده ی رفتن است  دير آمده ای

          در حال شکستن است دير آمده ای

                      اين را که به روی شانه ها می آرند

                                   تابوت دل  من  است دير آمده ای

 

 

+ نوشته شده در  88/08/09ساعت   توسط الف.سعدی  | 

یاد میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت

مادرم دست منو رها می کرد

 دلم و با نگات آشنا می کرد

 به گنبدت نگاه می کرد

 قطره اشکی میچکید از گوشه چشم مادرم

 زیر لب می گفت آقا تاج سرم

 که کنیز تو دخترم، غلام تو این پسرم

 یاد میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت

 همه مردم شاه و گدا و زن و مرد

 پیر و جوون از همه جا و همه رنگ

 زیر لبا شور و نوا ذکر همه یا امام رضا

 اذن دخول حرم تو یا ابالفضله

باب عطا و کرم تو یا ابالفضله

یادم میاد بچه بودم تا می اومدم تو حرمت

شلوغی دور ضریحت رو میدیدم

رو دوش یکی میرفتم به ضریحت میرسیدم

به پنجرت می چسبیدم

وقتی پایین می اومدم می خندیدم

 به خودم پیش همه می بالیدم

 داد می زدم : که من آقام رو بوسیدم

 صدای تو رو از تو سینم می شنیدم

 می گفتی : مهمون منی

منم می گفتم که توام جون منی

 یادم میاد بجه بودم تا می اومدم تو حرمت...

اذن دخول حرم تو یا ابالفضله

باب عطا و کرم تو یا ابالفضله

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)

 

+ نوشته شده در  88/08/07ساعت   توسط الف.سعدی  | 

کیه که به من جون میده جونم به فداش

    کیه که گره وا می کنه با خنده هاش

        کیه که دوای مریضا خاک عباش

           کیه که قیامت می کنه قد و بالاش

              کیه که عسل میریزه از لعل لباش ؟

+ نوشته شده در  88/08/05ساعت   توسط الف.سعدی  | 

یه روز داشتم تو بازار قدم میزدم که یکدفعه شیطان رو دیدیم که دور خودش آدم های زیادی رو جمع کرده.گفتم:

آهاااای!بد بختا مگه خدا رو فراموش کردید؟هیچ کس بهم توجه نکرد.به جز شیطان!

((ای مومن به در گاه خدا. ای تو که تمام روزت را با خدایی یه نگاهی به ما بنداز))حرفهاش برام آرام بخش بود.

خیلی محتاط کنارش نشستم اون مشغول کاسبی بود زیر چادرش جعبه ی عبادت رو پیدا کردم پیش خودم گفتم

حتما خدا این رو کنار من گذاشته تا بدزدم و داغش رو به دل شیطان بزارم............................

من از شیطان زرنگ ترم خدا هم من رو خیلی دوست داره جعبه رو برداشتم و رفتم خونه و درش رو باز کردم

و دیدم یکدفعه دود سیاهی خونه رو گرفت همه جا سیاه شده بود. دیگه احساس خوبی نداشتم

نور خدا رفته بود که متوجه شدم قلبم نیست یادم اومد اون رو کنار بساط شیطان جا گذاشتم دود غرور تمام اتاق رو پر کرده بود

از خونه بیرون زدم قلبم رو تو تاریکی دیدم اون رو دستم گرفتم و دیدم روی سجاده خوابم برده!!!!!!!!

+ نوشته شده در  88/08/04ساعت   توسط الف.سعدی  | 

داستان دانش آموزی را نوشتم که هیچ گونه گرفتاری نداشت

جز این که می خواست بداند فرق« خر» و« الاغ» چیست؟

عاقبت دریافته بود خری که خوب تربیت شود، کاه و جو حسابی بخورد، پالان نو داشته باشد و چاق باشد می شود: الاغ.

ما در شهر« الاغ» کم داریم و« خر» فراوان است.

خرهایی که زیر بار زندگی فر و فر کنند، چوب می خورند، لاغر و مردنی اند و واقعاً خرند

و ته داستان نتیجه گرفتم که: پس ما باید بکوشیم، درس بخوانیم، زحمت فراوان بکشیم تا بتوانیم خود را بالا بکشیم که زندگی خوبی داشته باشیم. خوب بخوریم و خوب بپوشیم تا به ما« خر» نگویند و بگویند« الاغ». چون الاغ مقدم تر از خر است. آقای محزونی و معلم انشا که داستانم را خواندند خندیدند. بچه ها خوششان آمده بود و برایم کف زدند.

                                                      برگرفته از کتاب شما که غریبه نیستید   

                                                          نوشته هوشنگ مرادی کرمانی

+ نوشته شده در  88/08/04ساعت   توسط الف.سعدی  | 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست

بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند

 و تو از او رسم محبت بیاموزی

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی

و از غم زندگی برایش اشک بریزی

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که

 مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است

+ نوشته شده در  88/08/03ساعت   توسط الف.سعدی  |