|
ژاپن = کشور آفتاب تابان مصر = سرزمین فراعنه هند = کشور هفتاد و دو ملت (کشور زبانها) انگلستان = سرزمین آنسوی آبها تبت = بام دنیا کره = مدار 38 درجه کانادا = انبار غله شوروی سابق = پشت پرده آهنین آفریقای جنوبی = سرزمین الماس هلند = سرزمین آسیاب بادی استرالیا = سرزمین گوسفندان فنلاند = سرزمین هزار دریاچه سویس = سرزمین ساعت اندونزی = کشور هزار جزیره سیبری = سرزمین یخبندان اتریش = سرزمین دانوب آبی برزیل = سرزمین آمازون (سرزمین قهوه) شیلی = سرزمین شکر ( کشور درازا) هاوایی = بهشت اقیانوس مونت کارلو = سرزمین کازینو ها اسپانیا = سرزمین گاو بازها (ما تا دورها) غنا = ساحل طلا تایلند = سرزمین هزار معبد سیلان = انبار چای جهان (گوشواره هند) آرژنتین = سرزمین نقره ایتالیا = کشور چکمه ایسلند = سرزمین یخ های جاودانی پرو = سرزمین اینکا ها چاد = کشور دریاچه سوئد = کشور با سوادها یونان = سرزمین فلاسفه (الهه) ساحل عاج = کشور فیلها فیلیپین = کشور جزیره ها ونیز = ملکه آدریاتیک یمن = سرزمین سبا کنیا = کشور مائو مائو مالدیو = آمال کوهنوردان نروژ = آفتاب نیمه شب عربستان = سرزمین وحی ونزوئلا = سرزمین نفت خیز هنگ کنگ = سرزمین چین تایپه انسان :
انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی. هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است. آدمها : عده ای مثل قرص جوشانند؛ در لیوان آب كه بیاندازیشان طوری غلیان كرده و كف می كنند كه سر می روند اما كافی است كمی صبر كنی بعد می بینی كه از نصف لیوان هم كمترند. اندیشه : مثنوی زنده بودن
مرکز آموزش بزرگسالان برگزار میکند:
مسئوليت پذيري در قبال سطل زباله بردن يا نبردن ؟ برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
******************************************************************************** کلاسهاى بهاره براى خانم ها
آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر سلام
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است . شناخت حتی خداوند نیز دوست دارد که بشناسندش نمی خواهد مجهول بماند مجهول ماندن است که احساس تنهایی را پدید می آورد و دردبیگانگی و غربت را. مجهول ماندن رنج بزرگ روح آدمی است. زنده بودن زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت خدایا امروزه نسبت به هزاران سال پیش، به دعا کردن توجه بیشتری نشان داده می شود. چرا؟ چون دعا جایی است، که زندگی هست.
کشیشی از مراجع اش که مرد جوانی بود با مشکلی بزرگ، پرسید: آیا برای مشکلت دعا کردی؟ او با شگفتی پاسخ داد : دعا کردم؟ اکنون دیگر وقت دعا کردن نیست. وقت آن است که کاری انجام دهم! دعا کردن، یعنی کاری انجام دادن. مهم ترین کاری که میتوانید پیش از هر چیزی برای مشکلتان انجام دهید. چرا؟ زیرا دعا کردن تنها عملی است که میتوانید برای ایجاد تغییرات انجام دهید. کاری از درون برای عملی در برون. این مطلب حقیقت دارد زیرا کنش فیزیکی، جزئی ترین انرژی را آزاد می کند حال آن که کنش ذهنی و معنوی، قوی ترین انرژی را آزاد می کند. دعا کردن نخست در مقطع ذهن و قوانین کنش ذهن جای میگیرد که همانا جهان تان را بنا می کند. دعا کردن شیوه اندیشه تان را تغییر می دهد، به این معنی که نخست فکرتان را عوض می کند، در نتیجه فکرتان آرام می شود، تعالی می یابد و شما را تغیییر می دهد. یکی از اهداف دعا کردن همین است. فکرتان را عوض می کند، در نتیجه جهانتان نیز تغییر می کند. اما دعا فراتر از این نیز می رود. در وصف( قدرت دعا ) دلیل دیگری نیز وجود دارد. دعا والاترین شکل انرژی جهان را آزاد می کند ،یعنی شما را به انرژی خداوند که همانا اصل و منشا شماست، متصل می کند. وقتی اینچنین شود دعا شما را به حرکت در می آورد! چگونه؟ وقتی دعا می کنید، کوچکترین نیرو را به حرکت در می آورید. شما ارتعاش معنوی بالقوه ای را آزاد می کنید که به هیچ گونه دیگری آزاد نمی شود. با دعا کردن، انرژی خداوندی را که برای شما و از طریق شما کار می کند، در درون و پیرامونتان می گسترانید. شما نگرش، واکنش و نتایجی درست ایجاد می کنید. این دعای شماست که قدرت خداوندی را درک و آزاد می کند. ممکن است شما نیروی دعا را احساس نکنید زیرا در بالاترین حد ارتعاش، بیش از آن حد معمول که انسان احساس کرده است، عمل می کند. در حقیقت دعا کردن نوعی انرژی آزاد می کند که معمولا آنقدر خوب و نیکوست که از نظر فیزیکی قابل ثبت نیست. با وجود این وقتی دعا می کنید از نظر ذهنی و معنوی گسترش می یابید. به این منظور که هشیاریتان آنچنان وسیع می گردد که جریان عظیم تری از انرژی الهی را که با دعا کردن ایجاد شده است، دریافت کند. شخصی دانا و بصیر گفت: "کسی که پس از دعا کردن احساس بهتر می یابد، دعایش اجابت خواهد شد" (برگرفته از کتاب قدرت دعا. اثر: کاترین پاندر. ترجمه: گیتی خوشدل) ریشه ی بعضی از کلمات: *زِ پرتي: *واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمانقزاقهاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان ميافتاد ديگران ميگفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است. *هشلهف:* مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژهها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه ميتواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خواندهاند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار ميبرند. * * *چُسان فُسان: *از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.* *** *شِر و وِر: *از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است. * **فاستوني:* پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني ميگفتهاند. * **اسکناس: *از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.* * *فکسني: *از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است. * **لگوري (دگوري هم ميگويند): *يادگار سربازخانههاي ايران در دوران تصدي سوئديها است که به زبان آلماني (Lagerhure) به فاحشة کمبها يا فاحشة نظامي ميگفتند. * **نخاله: *يادگار سربازخانههاي قزاقهاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ ميگفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کردهاند بهتر از این نمی توانستم بگویم که چقدر آدم اینجا تنهاست
http://www.irclip.com/ShowClip.php?ClipId=173
|
|